-
امان از روزگار
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1384 21:19
زمین داشت می چرخید و می چرخید ولی تا رسید به من وایستاد و من افتادم تو سایت دانشگاه و منم که این همه کامپیوتر رو دیدم .................. حالا یکی بیاد منو ببره.....................
-
هنرمند ۱
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1384 20:34
این خط یکی از دوستای منه به نظرم که عالیه شما نظرتون چیه؟
-
امان از ترافیک
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1384 17:55
من همیشه از ترافیک بدم می یومد اصلا همیشه سرعت پایین منو کلافه میکنه الان هم مثل اینکه تو ترافیک فن آوری موندم هیچ کدوم از صفه هایی که لازم دارم باز نمیشه کم کم دار از گوشام دود میزنه بیرون اه.این دیگه چه وضعشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
به نظرم صفحه به هم ریخت
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1384 10:54
با این مطلبی که در مورد اعتیاد به اینترنت آوردم به نظرم قشنگی صفحه به هم خورد ولی جهنم ضرر مطلب جالبیه شاید یه جورایی شرح احوالات خودم بود که خوشم اومد . من خیلی با چهار دیواری اختیاری موافقم حالا اینم جهت خالی نبودن عریضه بود.
-
من چیزی نمیگم خودتون ببینید
چهارشنبه 4 خردادماه سال 1384 10:23
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 خردادماه سال 1384 21:14
:: 80 درصد زوجهای ایرانی روزانه کمتر از نیم ساعت با هم حرف میزنند رئیس انجمن علمی آسیبهای اجتماعی ایران گفت: 80 درصد زوجهای ایرانی پس از شش ماه از گذشت ازدواج، روزانه کمتر از نیم ساعت با هم صحبت می کنند و اغلب صحبت آنها هم فقط بر محور هزینه آب و برق و تلفن سایر هزینههای خانه است.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 خردادماه سال 1384 21:13
:: کشف زندگی غار نشینی در روستایی حوالی ایلام هنوز اطلاعات دقیقی در باره ساکنان روستاهای بخش ماژین مرکزی دره شهر ایلام و نحوه برخورد آن ها با مشکلات روزمره زندگی در دست نیست. آن ها حتی لباس های خود را از راه شکار حیوانات و جدا کردن پوست آن ها تامین می کنند. گفتنی است هم اکنون در روستای غارنشین تخته نرم 11 خانوار با 69...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 خردادماه سال 1384 20:11
من که امروز رو خط عکسم چند تا عکس از دانشگاههمونو اینجا میزنم با قیافه چند تااز هم دانشگاهیام آشنا شین شاید بد نباشه
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 خردادماه سال 1384 18:16
امروز من همش تو خط عکسم چراشو نمیدونم شاید هنوز احساس غریبی میکنم ذهنمم در حال حاضر منجمد شده
-
اولین تجربه
سهشنبه 3 خردادماه سال 1384 16:58
من اومدم. امیدوارم منو هم تو جمع بلاگر ها بپذیرین! و اگه تجربه دارین کمکم کنین. من دانشجوی سال آخر جامعه شناسی یکی از دانشگاهای پایتختم. می خوام توی این وبلاگ اگه بتونم از دغدغه ها / خاطرات و بعضی وقتا متنای ادبیم بنویسم. کاش می شد خویشتن را بشکنیم یک شب این تندیس تن را بشکنیم بشکنیم این شیشه ی صد رنگ را این تغافل...